بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
55
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
نزديك شدم و او را به كشتى آوردم ، موزها را جلو من گذاشت من از آن خوردم . از آن لحظه ديگر مرا ترك نكرد گاهگاهى به جنگل مىرفت و مقدارى موز و ميوههاى ديگر براى من مىآورد و شبها در كشتى در كنار من مىخوابيد تا آنكه نفس من به او مايل شد و با او دفع شهوت مىكردم پس از سه ماه كه بدينگونه گذشت او را ديدم به سنگينى راه مىرود و شكم خود را كه بزرگ شده بود به من نشان مىداد و با اشاره مىفهمانيد كه از من آبستن است . از اين بابت خيلى غمگين شدم مىترسيدم بازرگانان برگردند و با مشاهدهء اين وضع رسوا شوم ، شرمندگى زياد باعث شد كه قايق كشتى را به آب افكنم دگل و شراع و لنگر آن را نصب كنم ، مقدارى آب آشاميدنى و آذوقه در آن گذاشتم لباس و اسباب خود را نيز به قايق برده هنگامى كه ميمون غايب بود سوار قايق شدم و كشتى بدون نگهبان را ترك گفته به درياى پر از خطر و حوادث هولناك داخل گشتم . بيست و چند زام « 1 » كه در دريا پيش رفتم و از خطر رهائى يافتم به يكى از جزاير اندمان رسيدم و چند روزى در آن جزيره استراحت كردم ، مشكها را از آب شيرين پر ساختم . مقدارى موز و ميوههاى ديگر بدست آورده و تمام حوايج خود را رفع نمودم . در آن جزيره احدى را نديدم جز صيادانى كه با قايقهاى خود آمده در ميان درختان فرود مىآمدند . بارى دوباره به قايق نشسته راه دريا را پيش گرفتم در حالى كه نمىدانستم كجا بايد بروم و از چه راهى بايد سير كنم . بدينگونه قريب هفتاد زام راه رفتم تا به جزيرهاى رسيدم كه آن را بدفاركله مىناميدند ،
--> ( 1 ) - در فهرست واژههاى كهنه در متن فرانسه مىنويسد : زام اندازه زمانى در اصطلاح كشتىرانان است كه يك هشتم شبانهروز يعنى سه ساعت باشد . المنجد مىنويسد : الربع من كل شيئى .